imlover

اشتراک گذاشته شده با :

اپل


داستان‌های آینده، قسمت دوم: چارسو یا هشت‌سو؟ مسئله این است!
داستان‌های آینده، قسمت دوم: چارسو یا هشت‌سو؟ مسئله این است!
داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم. در قسمت پیشین آقای کانازاده (راوی داستان) ماجرای بازدیدش از موزه‌ی تلفن‌های هوشمند را برای شما تعریف کرد. اما در روزگار او خبری از تلفن‌های هوشمند جز در موزه‌ها و خاطره‌ها نیست و تکنولوژی دیگری جای تلفن‌ها را گرفته است: عینک‌های هوشمند. در این قسمت، قهرمان داستان ما دردسرهایش را برای خرید یک عینک جدید شرح می‌دهد. چارسو یا هشت‌سو؟ مسئله این است! سال ۱۴۱۲ خورشیدی معادل ۲۰۳۳ میلادی است. من و پسر هشت ساله‌ام سوار بر پراید عزیزمان در حال رفتن به یکی از مراکز خرید بزرگ اقلام تکنولوژی در تهران هستیم. پسرم از یک هفته‌ی پیش که عینک جدید اپل با نام آی‌گلس فایو اس به بازارهای آمریکا وارد شده مدام اصرار می‌کند که برایش بخرم تا بتواند با آن به دوستانش پز دهد. از او شرمنده‌ام که کمی دیر شده و احتمالا این عینک از دیروز در تهران به فروش می‌رسیده و هنوز برایش نخریده‌ام، این یک فاجعه است. اما او مرا درک می‌کند که تمام این مدت داشتم پس‌انداز می‌کردم. به هرحال امروز که روز تعطیل است با هم راه افتاده‌ایم که حتما برای او و خودم و همسرم هر کدام یک عینک بخریم و آن فرو کنیم در چشم دوستان و بدخواهانمان. در زیرزمین نود و پنجم پاساژ تازه افتتاح شده‌ی «هشت‌سو» که آن را روبروی ساختمان قدیمی چارسو ساخته‌اند ماشین را پارک می‌کنم و با هم می‌رویم به سمت طبقات روی زمین یعنی بخش فروشگاه‌ها. اول به یکی از فروشگاه‌های بزرگ طبقه‌ی‌ اول که شعبه‌ی اصلی شرکت «سیب‌گستران سفید و لاکچری پایتخت» است و از طریق پنج شرکت واسطه عینک‌های هولوگرافیک اپل را از دوبی وارد می‌کند سر می‌زنیم. از یک کارمند فروشگاه که تیشرت آبی پوشیده و کارت مشخصاتش را به سینه نصب کرده قیمت عینک جدید اپل را می‌پرسم. طرف فکر می‌کند از آنهایی هستیم که فقط برای پز دادن سراغ اپل آمده‌ایم و بنا بر این از تکنولوژی هیچ نمی‌فهمیم. نمی‌داند که من از بچگی در حال خرید محصولات اپل بوده‌ام و خودم اولین آیفون شش اس را در تهران با قیمت هشت میلیون تومان خریده‌ام. (آن موقع‌ها دلار سه هزار و پانصد تومن بود… یادش بخیر) فروشنده می‌گوید «ویندوز» عینک‌های ما بر خلاف سایر فروشگاه‌های غیر مجاز اپل، آی او اس پانزده است و اگر از ما عینک بخرید برایتان اپل‌آی‌دی مجانی می‌سازم و با پانصد هزار تومان اضافه پنج‌تا برنامه‌ی جدید هم برایتان نصب می‌کنم که سعی میکنم یکی از آنها تلگرام باشد. وقتی می‌بینم طرف می‌خواهد سرمان کلاه بگذارد چیزی نمی‌گویم و دست پسرم را می‌گیرم و از فروشگاه بیرون می‌آیم. من از عینک‌های سامسونگی و گوگلی و هر برندی جز اپل خیلی بدم می‌آید. به پسرم هم توصیه کرده‌ام که به همه‌ی‌ آنهایی که عینک‌های اندرویدی دارد بگوید شما همان بدبخت و بیچاره‌هایی هستید که پول ندارند عینک اپل بخرند. و خب طبیعی است که وقتی از جلوی فروشگاه‌هایی که عینک‌های سامسونگ و سونی و غیره می‌فروشند رد می‌شویم بلند بلند فحش می‌دهیم و فرار می‌کنیم. عینک‌های ویندوزی را هم من تاحالا از نزدیک ندیده‌ام اما شنیده‌ام اپلیکیشن‌هایش کم است و رابط کاربری‌اش هم بی‌روح است. البته رابط کاربری این عینک‌ها را هم از نزدیک ندیده‌ام، اما چون همه می‌گویند، پس حتماً بی‌روح است. به هر حال برای محکم‌کاری یکی دو تا مغازه‌ای که ادعای فروش عینک ویندوزی داشتند را هم به فحش می‌بندیم. در همه‌ی طبقات دنبال عینک اپل می‌گردیم و متاسفانه هیچ کدام از آنها قیمتشان زیر صد میلیون تومان نیست. هیچ کدام از فروشنده‌ها هم این عینک جدید را برای تست روی میزهایشان نگذاشته‌اند. آنهایی که گذاشته‌اند هم خاموش است و عملاً نمی‌توان ازشان استفاده کرد. وقتی علت ماجرا را از یکی از فروشنده‌ها می‌پرسم جواب می‌دهد: «اونی که روی چشم خودت و بچته چیه؟». معلوم است: «آی‌گلس فایو». فروشنده می‌گوید: «آی‌گلس فایو اس همون آی‌گلس فایوه که ده تا ایموجی بهش اضافه شده. عینک خودت رو ببین انگار آی‌گلس فایو اس رو دیدی». حرفش منطقی است و برای همین در مغازه‌های بعدی به هنگام قیمت گرفتن عینک خودمان را به دست می‌گیریم و نگاه می‌کنیم… چقدر زیباست. بعد از سر زدن به همه‌ی فروشگاه‌های عینک اپل و فحش دادن به مغازه‌های دیگر، برای رفع خستگی در طبقه‌ی بالای هشت‌سو که فودکورت است کمی استراحت می‌کنیم و چیزی می‌خوریم. هنگام گاز زدن به چیزبرگر دوبل ایتالیایی، دو دو تا چهارتایی که قبلا انجام داده‌ام را یک بار دیگر انجام می‌دهم. عینک فایو اس شانزده ترابایتی اپل یک هفته پیش با قیمت دو هزار دلار معرفی شده است. با دلار سی هزار تومانی فعلی می‌شود شصت میلیون تومان. بگوییم سی الی چهل میلیون هم دلال‌ها بکشند روی آن، می‌شود حدود نود تا صد میلیون تومان. نمی‌دانم چرا همه‌ی مغازه‌ها قیمت‌هایشان بالای صد میلیون است. به پسرم می‌گویم تنها راه، مراجعه به «چارسو» است. این را که می‌گویم همه‌ی افرادی که پشت میزهای دور و برمان نشسته‌اند برمی‌گردند و با تعجب و ترس مرا نگاه می‌کنند. پسرم هم آب دهانش را قورت می‌دهد. چند سالی هست که چارسو همان نقشی را در بازار گجت‌های الکترونیک ایران پیدا کرده که سال‌ها پیش پاساژ علاءالدین داشت و حالا باقی‌مانده‌ی فروشنده‌های علاءالدین پس از آتش‌سوزی به چارسو نقل مکان کرده‌اند. وقتی تصمیم خود را می‌گیریم به طبقه‌ی منفی نود و پنجم می‌رویم و از صندوق عقب ماشین لباس‌های مخصوص چارسو را درمی‌آوریم و می‌پوشیم. این لباس‌ها ما را از انواع خطرات جانی که در چارسو ممکن است پیش بیاید محفاظت می‌کند و دو کپسول اکسیژن هم به آنها متصل است که درصورت پیش آمدن هر اتفاقی تا یک ساعت می‌توانیم به کمک آنها نفس بکشیم. وقتی وارد چارسو می‌شویم ارزش فضای باز و بزرگ هشت‌سو را می‌فهمیم. به سختی راهمان را در میان آنهایی که کلاه از سرشان برداشته شده، آنهایی که کلاه بر سرشان گذاشته شده و آنهایی که دستگاه‌های قلابی می‌فروشند باز می‌کنیم. بعد از کلی جستجو به یکی از مغازه‌های تنگ و تاریکی که پشت ویترین عینک فایو اس گذاشته است وارد می‌شویم. سی بار سلام می‌کنیم تا بالاخره یکی از جوان‌های پشت دخل سرش را بلند می‌کند. قیمت عینک مورد نظر را می‌پرسم و در کمال تعجب می‌گوید نود و پنج میلیون! خیلی خوشحال می‌شوم. به پسرم می‌گویم اینجا را روی نقشه‌ی عینکت علامت بگذار تا از چندجای دیگر هم قیمت بگیریم، اگر قیمتی پایین‌تر پیدا نکردیم، می‌آییم همینجا. از چندجای دیگر هم می‌پرسیم و قیمت همه‌ی فروشنده‌ها بالای صد میلیون است. بنا بر این به سراغ همان جوان بی‌اعتنا می‌رویم. دوباره بعد از سی و دوبار اعلام وجود کردن سرش را بلند می‌کند. بعد از نیم‌ساعت و انجام چندین کار دیگر، بالاخره سه عینک برای ما می‌آورد و جعبه‌شان با خشونت باز می‌کند. بدون این که از ما بپرسد، سه عدد محافظ صفحه را هم از غلاف در می‌آورد و می‌چسباند روی عینک‌ها. می‌پرسم این محافظ‌ها دانه‌ای چند است؟ می‌گوید اینها از نوع محافظ‌های سه بعدی با تکنولوژی نانوگلیسرین است و شیشه‌ی عینک را از دمای پانصد درجه‌ی سلسیوس محافظت می‌کند. در زمستان هم اصلا بخار نمی‌کند. تازه اگر شانس بیاورید روی بعضی‌هایشان یک جفت برف‌پاک‌کن هم گذاشته‌اند. من و پسرم کلی ذوق می‌کنیم. دوباره قیمت را می‌پرسم و می‌گوید دانه‌ای ده میلیون ناقابل و چون شما هستید اجرت چسباندن هر کدام را فقط پنج میلیون تومان حساب می‌کنم. از او تشکر می‌کنم که اینقدر دلسوز ما و عینک‌های ماست. خلاصه بعد از چسباندن محافظ‌های صفحه و خریدن سه قاب ژله‌ای برای عینک‌ها، از مغازه خارج می‌شویم و خوشحالیم که همان عینکی که یک هفته پیش در نیویورک، پکن، توکیو و لندن فروخته شده است را در دست داریم. من و پسرم عینک‌هایمان را به چشم می‌زنیم و بعد از وارد کردن اپل‌آی‌دی و گول زدن هوش مصنوعی اپل (که اگر بفهمد شما ایرانی هستید یا در ایران قرار دارید عینک را به صورت خودکار منفجر می‌کند) شروع می‌کنیم به دانلود تلگرام. به جز حاشیه‌های عینک که مثل قبلی کمی اذیت می‌کند همه چیزش عالی است. همانطور که در تلگرام و با چشمک زدن چند گیف را برای پسرم فوروارد می‌کنم، از در پاساژ خارج می‌شویم و می‌بینم جلوی در پاساژ همان نوع محافظ صفحه‌ی آی‌گلس فایو اس که آقای فروشنده روی عینک‌هایمان چسباند را بساط کرده‌اند. از دست‌فروش قیمت می‌گیرم و می‌گوید: «دونه‌ای دو هزار تومن، سه‌تا بخری میدم دونه‌ای هزار و پونصد». با پسرم برمی‌گردیم که به فروشنده موضوع را بگوییم، شاید اشتباه کرده باشد. برمی‌گردیم و می‌بینیم مغازه‌ای که تا چند لحظه‌ی پیش باز بود حالا درش بسته است و کرکره را هم داده‌اند پایین. حساب کار دستم می‌آید و به پسرم می‌گویم سعی کند از این ماجرا درس بگیرد و از همان اول برود سراغ آن فروشگاهی که جنسش را از همه گران‌تر می‌فروشد. بعد دوباره یاد این حقیقت می‌افتیم که همان عینکی که یک هفته پیش در نیویورک، پکن، توکیو و لندن فروخته شده است را روی چشمانمان داریم و ذوق می‌کنیم. بعد از رفتن به پارکینگ هشت‌سو و سوار شدن به پرایدمان با چند چشمک دو سه‌تا گیف سگ و گربه‌ی دیگر برای پسرم می‌فرستم تا در ترافیک تهران سرگرم شود. خودم هم به کانال «ببین با کیا شدیم دویست میلیون» سر می‌زنم و سعی می‌کنم خودم را برای چند میلیون تومان ناقابل ناراحت نکنم. این داستان ادامه دارد. هفته بعد در همین روز و همین ساعت منتظر قسمت بعدی آن باشید… لینک مطلب 22 منبع : وینفون پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ ۲۲:۰۰ ۵ نظر مهدی محمدی فان فون 6 پست مهدی محمدی
تبی به نام استارت آپ!
تبی به نام استارت آپ!
هفته گذشته ۵ صندوق جسورانه با ۶۰میلیارد تومان منابع ذکر شده در اساسنامه وارد فرابورس شدند و سه صندوق دیگر نیز در نوبت دریافت مجوز هستند؛ اتفاقی که برای فعالان زیست‌بوم استارت‌آپی ایران خوش‌یمن و نویدبخش  آینده‌ای امیدوارانه بود‌ ‌اما می‌خواهم شما را ارجاع بدهم به موضوع نخ‌نمای انشای دوران نوجوانی‌مان «علم بهتر است یا ثروت». چرا این را مطرح می‌کنم؟ آیا در شرایط فعلی مشکل اکو‌سیستم استارت‌آپی ایران کمبود دانش و تجربه است یا کمبود سرمایه؟ می‌دانم احتمالا عده‌ای از شما گرانمایگان با تزریق سرمایه موافق هستید و عده‌ای هم با هردو، اما بگذارید برای طرح بحث مخالفت کنم و بگویم در شرایط فعلی همانطور که پیش‌تر نوشته‌ام ما با بحران دانش، نیروی انسانی ماهر و با کمبود تجربه زیسته مواجهیم.  بیایید تصور کنیم چند برابر آمار حجم سرمایه‌گذاری فعلی‌، پول تزریق شود. چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا مشکل استارت‌آپ‌ها و کل اکو‌سیستم حل می‌شود؟! جز این است که صندوق‌های خطرپذیرما خطر‌پذیر‌تر می‌شوند. چند درصد از استارت‌آپ‌ها فقط مشکل نقدینگی دارند؟ و چند درصد از استارت‌آپ‌هایمان مشکل ندانستن و کم‌تجربگی دارند؟  این یک واقعیت است که تب استارت‌آپ  در حال سرایت به همه بخش‌های کار‌آفرینی کشورمان است. یک اسم جذاب و زیبا و یک دورنمای جذاب‌تر با مثال‌های موفق خارجکی فیس‌بوک، اپل، گوگل، یوتیوب  و... وطنی‌اش دیجی کالا، اسنپ، کافه بازار، آپارات و... این می شود که آنهایی که می‌خواهند کسب‌و‌کاری بر بستر وب راه بیندازند، ابتدای اسم شرکتشان می‌نویسند استارت‌آپ .... آنها که سایت معمولی دارند آنها هم پیشوند استارت‌آپ را بر‌می‌گزینند. نیروهای انسانی هم اگر در گذشته می‌گفتند در یک شرکت آی‌تی کار می‌کنیم حالا خوش‌تر دارند بگویند که در یک شرکت استارت‌آپی مشغول فعالیت هستند. زمانی که تب فراگیرتر شود، سرمایه‌گذار هم همین کلمه را برای شرکت سرمایه‌گذاری‌اش انتخاب می‌کند. وقتی  از همه آنهایی که نام استارت‌آپ را بر خود نهاده‌اند سوال می‌کنی که استارت‌آپ چیست، به یک تعریف واحد دست نمی‌یابی و گویی به تعداد هر استارت‌آپ یک تعریف وجود دارد!  و می‌شود حکایت فیل در تاریکی حضرت مولانا... عده‌ای هفته‌نامه شنبه را متهم می‌کنند به ایجاد انگیزش برای ورود جوانان و سرمایه‌گذاران به این زیست‌بوم. اگرچه نقشمان را در این فراگیری پنهان نمی‌کنیم و معتقدیم که استارت‌آپ‌ها آینده اقتصاد این کشور را خواهند ساخت‌ اما همواره بر این باوریم که این ‌مسیر تجربه‌نشده نیاز به نقد و بررسی و اصلاح دارد.  از این رو بر این باوریم که بحران دانش، نیروی انسانی ماهر و کمبود تجربه زیسته،  بیش از کمبود سرمایه، استارت‌آپ‌های ایرانی را به خطر انداخته و رنج مضاعف را بر جوانان تحمیل می‌کند. آنچه در این نوشته می‌خواهم برآن بیشتر تاکید کنم، این است که بحران فقط دامنگیر استارت‌آپ‌ها نیست و ما این ضعف را در صندوق‌های جسورانه و شتاب‌دهنده‌ها هم  به وضوح می‌بینیم. از این رو معتقدم صندوق‌های جسورانه پیش از هرگونه سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ‌ها ابتدا باید در کل اکو‌سیستم سرمایه‌گذاری کنند. به این معنا که بایستی بخشی از فعالیت  و سرمایه صندوق‌های جسورانه صرف ترویج دانش در اکو‌سیستم شود و زمینه کسب تجربه را برای جوانان در داخل و خارج از کشور فراهم کنند. اگر این اتفاق نیفتد، باید این واقعیت تلخ را بپذیریم که سرمایه‌گذاران هم اسیر این تب شده و عملا به ناکامی‌ها بیشتر دامن خواهند زد. برای همین عده‌ای معتقدند تزریق پول به یک استارت‌آپ نوپا با مدیر کم‌تجربه و کم‌دانش خطرناک است.  اینکه توجیه کنیم ما صندوق خطر‌پذیر هستیم و طبیعی است که از هر ۲۰  استارت‌آپ ۱۹ تا از بین می‌روند، بازی ‌و تکرار جملات ترجمه‌ای است. هر فعالیت اقتصادی دارای یک منطق اقتصادی‌ و نیازمند یک پیوست فرهنگی، اجتماعی است. اکو‌سیستم استارت‌آپی ایران نیاز مبرم به این پیوست دارد.  حرف آخر: هم علم خوب است هم ثروت هم دانش و تجربه برای این زیست‌بوم حیاتی است و هم سرمایه، آنچه محل بحث است تقدم و تاخر این دو است. نظر شما در این مورد چیست؟  
با کاهش سهم از بازار موبایل های هوشمند در چین، چشم
با کاهش سهم از بازار موبایل های هوشمند در چین، چشم
چین بزرگترین بازار موبایل های هوشمند را در اختیار دارد و از این جهت، بازاری بسیار مهم برای اپل و آیفون به حساب می آید اما اهالی کوپرتینو در حال از دست دادن سهم خود در این کشور هستند. سه ماهه گذشته میلادی بود که آیفون خبر از کاهش فروش آیفون داد و گفت فروش منطقه «چین بزرگ» (شامل هونگ کونگ، ماکائو، تایوان و سرزمین اصلی چین) با کاهشی 26 درصدی به 12.49 میلیارد دلار رسیده است. بنابر گزارش موسسه Counterpoint Reasearch، موبایل های آیفون در سه ماهه اخیر، سهمی 10.8 درصدی از دیوایس های فروخته شده داشته اند و این در حالی است که آمار بازه زمانی فعلی در سال گذشته، خبر از سهم 12 درصدی اهالی کوپرتینو می داد. وب سایت بلومبرگ نیز تاکید کرده که این کاهش، سبب سقوط اپل به جایگاه پنجم میان تولیدکنندگان موبایل در چین شده و ساکنین کوپرتینو، در حال شکست از رقبای چینی خود هستند. با این تفاسیر باید گفت برندهای محلی چین، تجارت اپل را با مشکل مواجه کرده اند. در واقع 53 درصد از اسمارت فون های فروخته شده در کشور اژدهای سرخ، به کمپانی های نام آشنایی چون شیائومی، هوآوی، Vivo و Oppo تعلق داشته اند. در همین حال، اپل نیز قصد دارد توجه بیشتر خود را روی دومین بازار عظیم موبایل های هوشمند، یعنی بازار کشور هند معطوف کند. سه ماهه اخیر بود که اپل خبر از رشد 53 درصدی آیفون در کشور هند داد. اما تنها مشکل اینجاست که درآمد سرانه هندی ها بسیار پایین بوده و مشتریان این کشور قادر به پرداخت مبالغ هنگفت برای دسترسی به موبایل های پریمیوم نیستند. لازم به اشاره است که 70 درصد از موبایل های خریداری شده در هند طی سال گذشته میلادی، کمتر از 150 دلار قیمت داشتند. از سوی دیگر نیز، پرفروش ترین دیوایس اهالی کوپرتینو در هند، آیفون 5 اس است که با قیمت 300 دلار عرضه می گردد. در نتیجه تمام این مسائل، اپل تصمیم گرفت تا روی فروش آیفون های بازسازی شده در کشور هفتاد و دو ملت تمرکز کند اما این استراتژی هم با مقاومت مقامات هندی مواجه شد و اجازه این کار از سوی آنها صادر نگردید.
توسعه دهندگان iOS از طریق اپ استور تا کنون 50 میلی
توسعه دهندگان iOS از طریق اپ استور تا کنون 50 میلی
توسعه دهندگان iOS تا کنون بیش از 50 میلیارد دلار از طریق اپ استور اپل درآمدزایی داشته اند، رقمی که به نظر می رسد با سرعتی بیشتر از همیشه در حال افزایش است. تیم کوک، مدیر عامل اپل اظهار داشته که رسیدن به این آمار فوق العاده در پی رکوردشکنی ماه جولای اپ استور در زمینه پرداخت های درون برنامه ای اتفاق افتاده است. اپ استور اپل در حالی به آمار چشمگیر 50 میلیارد دلار رسیده که کمتر از شش ماه از رکورد درآمدزایی 40 میلیارد دلاری آن می گذرد. رسیدن به این آمار نمایانگر حقیقت ساده ای است، و آن هم این است که هر چه مردم بیشتر از دستگاه های iOS استفاده می کنند، توسعه دهندگان هم به ارائه محتوای پولی بیشتری در محصولات خود ترغیب می شوند. تیم کوک که در صفحه توییتر خود با ارسال یک توییت، به توسعه دهندگان iOS بابت رسیدن به این موفقیت بزرگ تبریک گفته، به این نکته هم اشاره داشته که پرداخت های ماهیانه همچون حق اشتراک های درون برنامه ای نقش بسزایی در رکوردشکنی ماه جولای (که پرفروش ترین ماه تاریخ اپ استور در زمینه پرداخت های درون برنامه ای بوده) داشته اند، و شاید به همین خاطر است که اپ استور با سرعتی بالا مشغول نزدیک شدن به رکوردهای بالاتر است. مطابق اخبار منتشر شده، اپل قصد آن کرده تا از پاییز امسال تمرکز بیشتری را بر موضوع حق اشتراک در اپلیکیشن های اپ استور معطوف کند؛ اقدامی که کمپانی کوپرتینویی اعتقاد دارد بهترین راه برای کمک به توسعه دهندگان جهت کسب درآمد بیشتر از اپلیکیشن ها خواهد بود.
به عصر «فرا-دستگاه» خوش آمدید
به عصر «فرا-دستگاه» خوش آمدید
یکی از معروف ترین تفسیرها از جهان تکنولوژی در دهه اخیر، زمانی بود که استیو جابز آیپد را در دست گرفت، آن را معرفی کرد و خبر از ورود به عصر «فرا-پی‌سی» داد. در آن زمان استیو جابز به شکل مشخص در مورد «آیپد» می گفت و انتظار داشت که همین محصول یاری دهنده ای باشد برای فراموش کردن کامپیوترهای شخصی، و امروز با نگاهی بر پیکره دنیای تکنولوژی می توان به راحتی دید که در جهانی فرا-پی‌سی زندگی می کنیم. البته همانطور که خود جابز اشاره داشت، نظر او به معنای حذف کامل و صد درصد کامپیوترهای شخصی از جهان تکنولوژی امروزی نبود. وی باور داشت که کامپیوترها، وظایفی تخصصی تر را برعهده خواهند گرفت؛ همانند وظیفه ای که یک کامیون در جهان حمل و نقل ایفا می کند. با نگاهی بر راهی که جهان تکنولوژی تا کنون پیموده، عجیب نیست اگر ادعا کنیم که امروز در جهانی «فرا-تبلت» و «فرا-موبایل» زندگی می کنیم. حتی بی راه نیست اگر اذعان کنیم که در حال وارد شدن به دنیای «فرا-دستگاه» هستیم. نظرات ارائه شده از سوی جابز حتی در آن زمان منطقی به نظر می رسیدند چرا که تقاضا برای کامپیوترهای شخصی رو به کاهش بود و حالا می توان دید که در سال های اخیر، بالاترین مقطع تقاضا برای این دسته از محصولات در سه ماهه چهارم سال ۲۰۱۱ رقم خورده و از آن پس، شاهد کاهش یافتن فروش آنها هستیم. این اتفاق برای تبلت ها نیز رخ داده است. در حالی که بسیاری -از جمله جابز- باور داشتند که تبلت ها روزی جایگزین کامپیوترهای شخصی می شوند، به شکل جهانی این اتفاق هیچگاه رخ نداد و ساده می توان گفت که به جز چند استثنا، تبلت نتوانست به مرکز پردازش کامپیوتری بدل گردد. در این بین بد نیست بدانیم که بالاترین حجم تقاضا برای تبلت ها نیز در سه ماهه چهارم سال ۲۰۱۳ رقم خورد -تنها دو سال پس از رسیدن کامپیوترهای شخصی به نهایت ظرفیت خود- و از آن زمان، دوره به دوره رقم مورد تقاضا برای این محصولات رو به کاهش بوده است. کم کم شاهد رخ دادن همین اتفاق در دنیای موبایل هم هستیم. هنوز کمی برای این پیش بینی زود است، اما می توان انتظار داشت که در ۱۲ الی ۱۸ ماه آتی این اتفاق رخ داده و کاهش تقاضا برای موبایل های هوشمند نیز قابل مشاهده باشد. در این میان بیراه نیست اگر تصور کنیم که دوره اوج درخواست کاربران برای خرید یک موبایل، سه ماهه چهارم ۲۰۱۵ بوده است. (صحیح با غلط بودن این پیش بینی، مدتی دیگر مشخص می شود) در اینجا دوباره می بینیم که پس از دو سال از رو به زوال رفتن تقاضا برای تبلت ها، دنیای موبایل ها زیر و رو شده است. این تنها نظر یک شخص نیست. تحلیلگران بسیاری باور دارند که دوره به دوره، باید انتظار فروش موبایل های کمتری را داشت و از طرفی، حتی خود سازندگان تلفن های هوشمند هم بر این باورند که مدتی قبل، دوره ی «پیک موبایل» را پشت سر گذاشته ایم. امروزه کامپیوترهای شخصی و تبلت ها تا حدی از نظر دور شده اند اما کاهش تقاضا برای موبایل ها به هیچ عنوان به معنای رخ دادن اتفاق مشابه برای تلفن های هوشمند و حذف تقریبی آنها نیست. امروزه در بخش هایی از جهان، موبایل ها تبدیل شده اند به مهم ترین، و البته تنها گجتی که کار پردازش کامپیوتری را برای کاربر انجام می دهد چرا که این دسته از افراد اصلا به دنیای کامپیوتر و تبلت دسترسی نداشته اند. از طرف دیگر کاملاً مشخص است که موبایل ها، با آن سیستم عامل های فرهیخته و اپلیکیشن های پر زرق و برق شان، آینده دنیای تکنولوژی و رایانش شخصی نیستند. راستش را بخواهید، هنوز هیچ جایگزینی هم برای موبایل ها قابل تصور نیست. بله، چند دسته بندی جدید ایجاد شده اند اما هیچ یک پتانسیل و یارای رسیدن به سطح محبوبیت تلفن های هوشمند (فروش سالانه چند صد میلیون دستگاه) را ندارند و نمی توانند دامنه دنیای تکنولوژی را دست خوش تحولی حتی کوچک، مانند کامپیوتر های شخصی، تبلت ها و اسمارت فون ها کنند. کدام جایگزینی مناسب است؛ ابزارهای پوشیدنی؟ هدست های واقعیت مجازی یا افزوده؟ خیر. تصور می کنید هر یک از این دسته بندی ها بتواند سالانه فروشی بیشتر از یک میلیارد دستگاه را تجربه کرده و تاثیری شگرف بر زندگی کاربران و نوع تعامل آنها با دنیای فناوری داشته باشد؟ در عوض، به نظر می رسد که آینده پردازش کامپیوتری به پلتفرم های مستقل از نوع دستگاه گره خورده باشد. پلتفرم هایی که نه به نوع سخت افزار شما اهمیت می دهند و نه اهمیتی به نرم افزار/ سیستم عامل تان می دهند. در این بین نمی توان از پلتفرم های «صدا-محور» یادی نکرد. دستیارهایی صوتی که نیروی مورد نیازشان را از سرورهای عظیم و کلاود-محور دریافت می کرده و هوشمندی را نیز الگوریتم های مرتبط با یادگیری عمیق به دست می آورند. در این گونه از رایانش، نیاز نیست درون دستگاه ها، مانند کامپیوترهای شخصی، قدرت پردازشی بالایی قرار گیرد چرا که در اصل بیشتر اتفاقات در فضای ابری رخ می دهد. در اصل ساده ترین ابزارها از نظر قدرت پردازشی هم می توانند از پلتفرم های ابری بهره مند شوند. تنها کافیست گجت به ارتباط بی سیم اینترنت و ورودی/ خروجی صدا دسترسی داشته باشد. مشخصاً همه انتظاراتی که کاربران از ابزارهای مدرن خود دارند، در حال حاضر توسط پلتفرم های هوشمند قابل انجام نیست. اما همین حالا، اینکه می توانیم با صدای خود به گجت های مان دستوری داده، اطلاعاتی بگیریم و اقدامی انجام دهیم، خود به منزله آن است که در حال وارد شدن به یک دوره جذاب و البته کمتر متکی به دستگاه های سنتی هستیم. پیامدهای این دگرسویی البته عمیق هستند. برای شرکتی همچون اپل که در درجه اول یک تولید کننده سخت افزار است، همین مسئله حکم یک کابوس وحشتناک را دارد؛ جایی که قدرت اصلی اپل، یعنی تولید ابزارهای بهتر به شکل سالانه، از سوی کاربران کمتری مورد قدردانی قرار خواهد گرفت. بی دلیل نیست که در سال های اخیر، اپل هم تمرکزی ویژه بر ارائه سرویس های مختلف داشته است. سایر سازندگان سخت افزار با چالشی عظیم تر دست به گریبان خواهند بود. مشغول مبارزه برای تولید دسته بندی های تازه در بین گجت ها و یا زنده نگه داشتن دسته بندی های قبلی می شوند، در حالی که حضور داشتن در چنین جایگاهی، بسیار دشوارتر از حد تصور است. خلق، خرید و یا همکاری در زمینه سرویس هایی که در همه پلتفرم ها و سخت افزارها مورد استفاده باشند، راه حلی بسیار مهم برای بقا و موفقیت در دینای تکنولوژیک‌تر از همیشه‌ی فرداست. نباید اشتباه کرد. همچنان برای امور تخصصی، از کامپیوترهای شخصی استفاده می شود. برای وب گردی راحت تر، از تبلت ها بهره گرفته می شود و همانطور که انتظار می رفت، تقاضا برای این ابزارها کاهش یافته ولی آنها همچنان وجود دارد و قرار نیست حذف شوند. تنها مانند سابق، به شدت فراگیر نیستند. بر همین اساس، گذار ما به دوره فرا-دستگاه نیز قرار نیست با حذف کامل موبایل، تبلت و کامپیوتر همراه شود. این ابزارها یا دسته بندی های مشابه، همچنان مورد نیاز خواهند بود تا بتوانند پلتفرم های هوشمند و ابری را در اختیارمان قرار دهند. با این حال، سازندگان سخت افزار برای بقا باید به گونه ای دیگر به دنیای تکنولوژی نگاه کنند. تغییر و تحولی که در راه است، می تواند نوید دهنده موقعیت هایی عالی و یا چالش هایی غیر منتظره برای شرکت ها باشد.
با یکی از معتبرترین افشا کنندگان اطلاعات محصولات ا
با یکی از معتبرترین افشا کنندگان اطلاعات محصولات ا
گذشت آن زمانی که اپل قادر به رازداری بود. به علت بالا رفتن تقاضا برای آیفون در سال های اخیر، اپل شرکای چینی تازه ای پیدا کرده است؛ شرکایی که گویا به اندازه همکاران قدیمی اش قابل اطمینان نیستند و حالا دو سالی هست که چند ماه مانده به عرضه آیفون بعدی، شاهد انتشار تصاویر قطعاتی از همین تلفن هوشمند یا رندرهای مرتبط با آن هستیم. امسال هم چنین بوده و در ماه های اخیر شاهد منتشر شدن تصاویری منتسب به آیفون ۷ بوده ایم اما شخصی که این بار بیشترین تصاویر را منتشر نموده، کسی نیست جز «استیو همرستافر» (Steve Hemmerstoffer)، دبیر وب سایت فرانسوی «NoWhereElse.fr». وی چند وقتی هم هست که فعالیتش را با حساب کاربری «OnLeaks» در توییتر آغاز کرده و بیشتر تصاویر زنده یا رندرهایی که به نمایش گذاشته، معمولاً صحیح بوده اند. ارائه تصاویر مرتبط به آیفون SE و آیپد پرو را می توان در کارنامه‌ی همرستافر مشاهده کرد. فعالیت او محدود به محصولات اپل نیست و او تا کنون عکس مربوط به موبایل های اندرویدی محبوب را پیش از معرفی شان در وب سایت و حساب کاربری اش به نمایش کشیده است. بیزنس اینسایدر با همرستافر مصاحبه کرده و از او می پرسد که چگونه تصاویر و رندرها را به دست می آورد، چگونه می توانیم متوجه موارد غیرحقیقی و ساختگی شویم و البته بازی درز شایعات، چطور به وجود آمده و پیش می رود. شما استیو همرستافر هستید، دبیر Nowhereelse.fr و همچنین شخصی که با اکانت OnLeaks در توییتر فعالیت می کند. آیا خبر دادن از شایعات دنیای تکنولوژی شغل تمام وقت شماست؟  دبیر و نویسنده این وب سایت هستم. جایگاهی که ده سال است آن را به دست آورده ام. در چندین سال اخیر، به پخش شایعاتی مشغول بودم که آنها را در وب سایت ها، وبلاگ ها، انجمن ها و شبکه های اجتماعی می یافتم. پس از مدتی و کم کم قادر شدم شبکه اطلاعاتی خودم را کامل کنم. به لطف همین مواردی که فاش می شوند و من پیش از بقیه به آنها دست پیدا می کنم، سایتم به شکل بین المللی شناخته شد. اما این مسئله که تمام مقالاتم به زبان فرانسوی نوشته می شد، برای مخاطب بین المللی مشکل ایجاد می کرد و به همین دلیل در اوایل ۲۰۱۵ تصمیم گرفتم با اکانت OnLeaks در توییتر فعالیت کنم. جایی که اطلاعات درز یافته را به زبان انگلیسی در اختیار مخاطب قرار می دهم. وب سایت ها دست به انتشار همه شایعات نمی زنند مگر آنکه منبع مورد اعتمادی خبر را داده باشد. چگونه می توانیم تشخیص دهیم که خبر و تصویر حقیقی است یا ساختگی؟ تکنیک های زیادی وجود دارد ولی هیچ چیز جای تجربه و حسی که خودتان دارید را نمی گیرد. من در روز بین ۲ الی ۳ ساعت از زمانم را به این فعالیت اختصاص می دهم. به وب سایت ها و انجمن های فراوانی سر می زنم و گاهی حتی در شبکه های اجتماعی نیز اطلاعات درز یافته معتبری می یابم. در نتیجه حالا می دانم چه نوع اطلاعاتی که در شبکه اجتماعی چینی Weibo منتشر می شود حقیقت دارد و کدام ساختگی است. گاهی پیش می آید که شخصی یک تصویر در اینترنت پیدا کرده و آن را کمی دست کاری می کند و سپس به عنوان تصویری جدید همان را منتشر می نماید. بهترین راهکار برای یافتن چنین موردی، این است که تصویر را به گوگل بدهید تا نمونه مشابه - اصلی اش را برایتان پیدا کند. به طور خلاصه می توان این سه روش را برای شناسایی اطلاعات غلط به کار گرفت: به حس خود رجوع کنید و سعی کنید احتمال به وقوع پیوستن چنین چیزی را حدس بزنید. سپس با استفاده از گوگل مطمئن شوید که صرفا در حال تماشای یک تصویر دستکاری شده نیستید. به سراغ منبع منتشر کننده اصلی بروید و سعی کنید درجه اعتباری که با افشای موارد قبلی به دست آورده را بسنجید. اخیراً توییتی ارسال کرده و گفته اید که بیشتر بلاگرها، رویکرد صحیحی در مورد افشای اطلاعات تکنولوژیک ندارند.  بله این نظر را داده ام چرا که خسته ام از اینکه می بینم همکارانم اطلاعاتی را منتشر می کنند که به طور کامل پوچ هستند، بدون اینکه حتی کوچک ترین زحمتی به خودشان داده و اعتبارش را مورد سنجش قرار دهند. منتشر کردن شایعات ترافیک بالایی به همراه دارد و علاقه آنها به چنین مواردی قابل درک است اما منتشر کردن اطلاعات غیر حقیقی در نهایت به اعتبار خودشان ضربه می زند. (فرض کنید آیفون ۷ با درگاه USB-C همراه شود!) می دانیم که نمی توانی منابع خود را لو بدهی، ولی به طور کلی بگو که بازی انتشار اطلاعات چگونه راه افتاده است؟ آیا این تصاویر و رندرها را کارکنان کارخانه های چینی برایت می فرستند یا آنها را در Weibo منتشر می کنند؟  در بسیاری از موارد افراد بدون تفکری دوباره، تصویری را به اشتراک می گذارند. می خواهند بحثی در یک شبکه اجتماعی یا انجمن اینترنتی آغاز شود و آنها نیز اندکی شناخته شوند. این افراد معمولا کارکنان بخش های تولید یا افرادی هستند که در کارخانه ها به چنین اطلاعاتی دسترسی دارند. گاهی برخی از آنها بدون منظور خاصی، تصویری را برای عده اندکی منتشر می کنند بدون اینکه مطلع باشند شخصی مثل من می تواند آن را کشف کرده و از آن استفاده کند. البته باید این موضوع را نیز شفاف سازی کنم که بر خلاف آنچه بیشتر مردم فکر می کنند، آنچه در Weibo به اشتراک گذاشته می شود معمولاً پیشتر در پلتفرم های دیگر منتشر شده. Weibo یک پلتفرم خوب برای یافتن اطلاعات تازه است اما آنچه اکنون در Weibo می بینیم قبلاً در سایر پلتفرم ها بوده. آیا پولی به اشخاصی که اطلاعات/تصاویر را ارائه می دهند داده می شود؟ این سوال طبیعتاً حساس است و ترجیح می دهم در موردش نظر ندهم... آیا اپل یا شرکت تکنولوژیک دیگری تا کنون با تو تماس گرفته یا تهدیدت کرده؟  بله. به ندرت. اما دیگر این اتفاق نمی افتد. البته لازم به ذکر است که همان موقع هم در نهایت به یک ایمیل یا تماس تلفنی از سوی یک وکیل خلاصه می شد. به تازگی بیشتر تصاویری که فاش می شوند حالتی مانند طرح های شماتیک و کاملاً اولیه دارند. چرا این اتفاق افتاده؟ قادر نیستم این مسئله را توضیح دهم اما من بیشتر تمرکزم را بر روی موارد دیگری است. چرا اطلاعات و تصاویری از اپل واچ منتشر نمی شود؟  تامین کنندگان قطعات و شرکت های اسمبل کننده آن هنوز به طور دقیق مشخص نشده اند و بر همین اساس، جستجو برای اطلاعات در خصوص این محصول دشوارتر از آیفون است. اکنون به شکل واضح معلوم است که تامین کنندگان قطعات آیفون و اسمبل کنندگانش چه شرکت هایی هستند. چرا افرادی که به افشای اطلاعات گجت ها می پردازند، در سال اول بسیار پرکارند ولی در سال بعدی کنار زده شده و یا فعالیت اندکی پیدا می کنند؟  علت چنین موضوعی یافتن منظم منابع قابل اطمینان است. یک کارمند درون کارخانه که با شما آشنایی دارد، اخراج می شود و یا ترجیح می دهد شغل دیگری داشته باشد. یک تامین کننده از سوی سازنده اصلی تهدید می شود. یک سازنده ی لوازم جانبی فعالیتش را پایان می دهد و مواردی از این دست. اگر چنین اتفاقی که می گویید رخ دهد، عوامل زیادی را می توان برایش در نظر گرفت. ساده ترین حالت این است که منبع همین فرد، دیگر نمی تواند اطلاعاتی ارائه دهد یا نمی خواهد اینکار را بکند. سایر افرادی که کار مشابه با شما دارند و آنها را دنبال می کنید، چه کسانی هستند؟  ابتدا اجازه بدهید بگویم که صرفاً با یافتن موارد در وب سایت های چینی و منتشر کردن آنها، کسی نمی تواند لقب افشاکننده اطلاعات را به دست آورد. هر کسی می تواند در Weibo جستجو کند، تصویری بیابد و سپس بدون ذکر نام منبع، آن را منتشر کند. به شخصی می توانیم بگوییم افشا کننده اطلاعات که منابع خودش را در دنیای تکنولوژی داشته باشد.از یک شرکت فرعی که می تواند تصاویر اجزای یک دستگاه را برایتان ارسال کند، کارمندانی رده بالا که قادر هستند رندرهای رسمی را زودتر به دستتان برسانند تا شرکت های سازنده لوازم جانبی که طرح های شماتیک را به شما می دهند. خوشبختانه، شکل دادن چنین شبکه ای یک کار بسیار زمان بر است و هر کسی قادر به انجامش نیست. در حال حاضر شخص دیگری که می توان به او اطمینان کرد، «اوان بلس» (Evan Blass) است. ما البته در گذشته با هم اختلافاتی داشتیم اما بالاخره موفق شدیم مشکلاتمان را حل کنیم. همیشه گفته ام که ارائه اطلاعات در مورد محصولات سخت افزاری، همیشه به شکل علمی و دقیق نیست. هیچ لو دهنده اطلاعاتی نیست که تا کنون اشتباه نکرده باشد. این بخشی از همین بازیست که باید با آن کنار بیاییم. در مورد آیفون ۷ چه فکر می کنید؟  اطلاعات مربوط به آیفون ۷ دیگر بر هیچکس پوشیده نیست. اما اگر هنوز هم شک دارید، باید بگویم که این موبایل شباهت بسیاری به آیفون 6s خواهد داشت. سنسور دوربین اصلی بزرگتر شده، خطوط سیستم آنتن دهی تغییر کرده اند و البته درگاه هدفون هم حذف شده است. تنها موردی که هنوز در موردش خبر نداریم این است که آیا اپل به جای درگاه هدفون یک اسپیکر دوم در آیفون ۷ قرار خواهد داد یا خیر. اپل نمونه های اولیه بسیاری را در ماه های اخیر مورد آزمایش قرار داده. اصلاً بعید نیست که در سپتامبر شاهد ارائه چند مدل آیفون از سوی اپل باشیم. اما از یک مورد مطمئن هستیم و حتی منابع داخل اپل هم تاییدش کرده اند. اینکه تغییر بزرگ در سال بعدی خواهد بود، زمانی که آیفون تولد ۱۰ سالگی اش را جشن بگیرد.
گزارشی تازه منتشر شده از چند تغییر جزئی در بخش جلو
گزارشی تازه منتشر شده از چند تغییر جزئی در بخش جلو
در هفته ای که گذشت در مورد اینکه آیفون های آتی اپل دارای جک ۳.۵ میلیمتری هدفون خواهند بود یا خیر، حرف و حدیث های بسیاری را شنیدیم و حالا امروز نیز جزئیات جدید و البته بسیار ریزی راجع به این تلفن هوشمند به بیرون درز کرده. در همین راستا وبلاگ ژاپنی «مک اوتاکارا» گزارش نموده است آیفون ۷ دارای اسپیکر گوشی (اسپیکری که برای شنیدن صدا در حین مکالمات استفاده می شود) قدری بزرگتر خواهد بود، در حالی که سنسور سنجش نور محیط آن که در بخش جلویی موبایل قرار دارد هم جا به جا شده است و دیگر در جایگاه قبلی اش نیست. این گزارش می افزاید، به دلیل همین دگرگونی های ساده بسیاری از تولید کنندگان محافظ های صفحه نمایش فعلاً از کار خود و تولید محصول دست کشیده اند تا تغییرات قطعی گردند. مطابق شنیده ها سنسور سنجش میزان نور اکنون به سمت راست اسپیکر گوشی اسمارت فون مورد بحث انتقال یافته در حالی که قبلاً در سمت چپ آن قرار داشته است. در کنار تفاسیری که در بالا صورت پذیرفت، ذکر شده که سنسور مجاورت هم دچار تحولات نسبتاً مهمی شده هر چند که اشاره دقیقی صورت نپذیرفته که این تغییر و تحولات مهم چه هستند و تنها به ذکر اینکه از طریق آنها دقت این حسگر افزایش خواهد یافت بسنده شده است. ناگفته نماند هر چند دگرگونی هایی که به آنها پرداختیم بسیار جزئی هستند، ولی به علت همین تفاوت های ساده نسبت به گذشته، بسیاری از ابزارهای جانبی تولید کنندگان شخص ثالث می بایست باز طراحی شوند. برای مثال تقریباً‌ تمامی محافظ های صفحه نمایش لازم است تا از نو طراحی گردند و البته این مسئله در رابطه با برخی از قاب های محافظ هم صدق می کند. البته در پایان می بایست بگوییم مطابق شایعات قبلی و همانطوری که وال استریت ژورنال نیز تائید کرده آیفون بعدی نسبت به نمونه کنونی اش دچار تغییرات چندانی در مبحث طراحی نشده و دارای شکل و شمایلی مشابه خواهد بود. ژورنال در گزارش خود آورده بود، اپل ایجاد تغییرات اساسی در طراحی اسمارت فون های اش را به سال ۲۰۱۷ موکول کرده و به این ترتیب چرخه ی دو ساله ارائه آیفونی به شدت تکامل یافته را شکسته است.
اپل: دولت می خواهد از قانون به عنوان یک عصای جادو…
اپل: دولت می خواهد از قانون به عنوان یک عصای جادو…
اپل امروز دادخواستی را به دادگاه مرکزی ایالات کالیفرنیا تحویل داده که در آن موارد جالبی دیده می شود. شرکت یاد شده در این دادخواست می گوید که مقامات دولتی ایالات متحده می خواهند قانون برای آنها همچون یک عصای جادویی عمل کند و شرکت ها را ملزم به همکاری نماید. همانگونه که پیشتر گزارش داده ایم، مشکل اخیر اپل با FBI بر سر آیفونی است که از سوی یکی از تروریست های سان برناردینو مورد استفاده قرار گرفته بود. FBI از اپل می خواهد که امکان دسترسی به محتوای این آیفون را فراهم آورد ولی اپل می گوید که کلید دیجیتالی رمزگذاری آیفون ها را نگه داری نمی کند و بر همین اساس، قادر به انجام چنین کاری برای دولت آمریکا نیست. دادخواست امروز تمرکز ویژه ای بر تلاش دولت برای استفاده از قانون «All Writs Act» دارد؛ قانونی که FBI با چنگ اندازی بر آن می خواهد اپل را مجبور به رمزگشایی از آیفون هایش کند. اپل در دادخواست اخیر خود بیان می کند که تفسیر FBI از این قانون بسیار قدیمی، تا حد زیادی دور از واقعیات است. این شرکت می نویسد که FBI می خواهد شرکت های تکنولوژیک را ملزم کند تا امنیت دیجیتالی را از میان بردارند. شرکت مورد اشاره همچنین به اظهار نظر دولت مبنی بر «مانور تبلیغاتی اپل» حمله کرد. اپل اشاره می کند که از iOS 8 به بعد (که سیستم رمزگذاری بهبود یافته و غیر قابل دسترس شده)، تا کنون ۱۷۹۳ آگهی داشته که در هیچ یک از این آگهی ها، گفته نشده که اپل می خواهد مقامات دولتی را از دسترسی به محتوای موبایل مجرمان دور نگه دارد.
چرا مغول ها اروپا را تسخیر نکردند؟ پاسخ علمی به یک
چرا مغول ها اروپا را تسخیر نکردند؟ پاسخ علمی به یک
در سال ۱۲۰۶ میلادی چنگیزخان رئیس یک قبیله در شمال مغولستان شد و از آن پس تاریخ به دو بخش قبل از چنگیزخان و پس از او تقسیم شد. تاکتیک‌های جنگی ظالمانه چنگیزخان و طرفداران او سبب شد که وی یکی پس از دیگری کشورهای آسیایی را فتح کند و امپراطوری مغول ها را گسترش دهد. مغول ها موفق شدند از ساحل شرقی چین تا شرق اروپا و از جمله مجارستان و لهستان را تسخیر کنند. اما نکته عجیبی که در کشور گشایی‌های مغول ها وجود دارد این است که این پیروزی‌های بزرگ در اروپا متوقف شد و آن‌ها پس از رسیدن به اتریش به صورت ناگهانی به آسیا بازگشتند.